مشاهده ی طب سنتی در رسانه ها

طب اسلامی سوءاستفاده از دین است.

001.jpg

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدصادق کاملان، عضو هیئت علمی گروه فلسفه و کلام دانشگاه مفید، در گفت‌وگو با ایکنا از اصفهان، در خصوص طب اسلامی، اظهار کرد: پسوند «اسلامی» برای طب اسلامی درست نیست، زیرا اثبات این مسئله کار مشکلی است. اگر اصطلاح «طب سنتی»، «طب سینوی» یا «طب جالینوسی» به کار برود بهتر است، چون ریشه در جالینوس داشته و ابن‌سینا هم کتاب مفصلی در این زمینه دارد که هنوز هم مباحث آن مطرح می‌شود.

وی ادامه داد: پسوند «اسلامی» برای طب و نسبت دادن آن به اسلام، مستلزم این است که آنچنان که در روایات هم وقتی می‌خواهیم روایتی را به امام معصوم نسبت دهیم حتماً باید سندیت آن روایت از نظر ما تمام باشد تا بتوانیم این نسبت را برقرار کنیم، در اینجا هم باید بتوانیم نسبت طب اسلامی را اثبات کنیم.

عضو هیئت علمی گروه فلسفه و کلام دانشگاه مفید افزود: معمولاً آقایان می‌گویند که روایاتی در این زمینه وجود دارد، بله وجود دارد، اما از لحاظ سندیت بسیار مشکل دارند و نسبت دادن این روایات به ائمه، اول کلام و جزو مسائلی است که در علم اصول و فقه مطرح شده و علما به آن پایبند هستند. طب جالینوسی و طب ابن‌سینا هیچ مشکلی ندارد. حال راستی‌آزمایی اینها برعهده مسئولان است و نمی‌دانم چقدر اینها را مورد آزمایش قرار داده‌اند.

کاملان بیان کرد: طب اروپایی فقط روش طبابت نیست. طب رایج در میان ما از غرب آمده و در آنجا راستی‌آزمایی شده. نوع دیگر طب، طب سوزنی است که در شرق آسیا معمول است، طب دیگری در غرب آسیا و از طریق داروهای جوشانده و دمنوش رایج است که طب سنتی ما هم ریشه در آن دارد.

وی گفت: منظور من این نیست که تنها یک روش طب صحیح بوده و بقیه صحیح نیست، حرف من این است که آیا می‌توان این را به امام معصوم نسبت داد یا نه که البته از نظر ادله و اصول ما امکان چنین چیزی وجود ندارد و اثبات آن بسیار دشوار است. اینکه بعضی‌ها از این پسوند اسلامی استفاده کرده و قداست درست می‌کنند یک مغالطه و دکانی است که به نام دین درست کرده‌اند.

اسلام برای بیان طب نیامده است

کاملان با بیان اینکه اسلام برای بیان طب نیامده و فقط یک سلسله کلیات را مطرح کرده، است، تصریح کرد: دین برای بیان جزئیات نیست، اگر بود باید در حوزه فیزیک، شیمی، جانورشناسی، گیاه‌شناسی و سایر علوم هم صحبت می‌کرد. بعضی از آیات جوری مورد استفاده آقایان قرار می‌گیرد که خنده‌دار بوده و به نظر می‌رسد دلالتی برای استفاده از آن آیات وجود ندارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه مفید بیان کرد: البته اسلام در خصوص کلیاتی مانند بهداشت توصیه‌ها و صحبت‌هایی داشته و می‌فرماید: «النظافه من‌الایمان و الایمان فی‌الجنه» و یا توصیه‌هایی نیز در خصوص استحمام و رعایت پاکیزگی وجود دارد. روایات دیگری نیز وجود دارد که از نظر سندیت تمام نیستند، مانند اینکه به مردم آن زمان توصیه شده خاکروبه حاصل از جارو کردن را گوشه اتاق نگه نداشته و دور بریزند که شیطان جمع نشود که منظور از شیطان همان میکروب است. توصیه دیگری که وجود دارد این است که ظرف‌ها را پس از شستن برعکس بگذارید تا شیطان در آن جمع نشود و منظور همان گرد و خاک است. خوب در این حد می‌توان به آیات و روایات استناد کرد.

وی تصریح کرد: خداوند در آیه ۲۵ سوره حدید صراحتاً می‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ...؛ ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانى) و میزان (شناسایى حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند». قرآن خودش را کتاب نور و حکمت و فرقان میان حق و باطل معرفی می‌کند و هیچ مبحثی در آن تحت عنوان بهداشت و درمان دیده نمی‌شود. البته روایاتی در این خصوص وجود دارند که باید از نظر سندیت بررسی شوند.

کتاب‌سوزی، نه تنها دینی، بلکه علمی هم نیست

عضو هیئت علمی دانشگاه مفید افزود: میان وحی الهی و غیر از وحی الهی تفاوت وجود دارد؛ احادیث قدسیه که از طریق جبرئیل نازل شده‌اند با آیات قرآن متفاوت بوده و احادیث قدسیه نامیده می‌شوند؛ ائمه(ع) نیز در زندگی مسائلی داشتند که به عنوان دین در نظر گرفته نمی‌شود و امیدوارم که برخی نیز از واژه «اسلامی» سوءاستفاده نکنند.

کاملان در خصوص اقدام اخیر یکی از روحانیون در سوزاندن کتاب پزشکی هاریسون گفت: روش ایشان در این زمینه اصلاً روشی عالمانه و محققانه نیست. در تاریخ علم هرگز عالم و دانشمندی در مقابل حریفش با نظرات مخالف برخورد فیزیکی انجام نداده است، البته تعصباتی در کلیسا بوده و هست که آبروی کلیسا را میان مردم برده است. این روش نه تنها دینی،  بلکه علمی هم نیست.

وی ادامه داد: ارسطو و افلاطون در دیدگاه‌های خود اختلاف‌های زیادی داشتند، اما حرمت و احترام یکدیگر را حفظ کرده و بر اساس برهان و استدلال با هم بحث می‌کردند. در تاریخ فقه هم فقها اختلافات فراوانی حتی در مبانی دارند، اما هرگز به یکدیگر توهین نکردند. اگر این روش و منش از این شخص سر زده باشد، حکایت از مسائل زیادی دارد که اهل فن خودشان متوجه می‌شوند.

پست های هم ریشه:

اولین نفری باشید که نظر ارسال می کنید.