مشاهده ی طب سنتی در رسانه ها

طب اسلامی نداریم

333.jpg

استاد درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم با بیان اینکه طب اسلامی نداریم، گفت: طب اسلامی تصور اشتباه و نادرستی است که متأسفانه امروز هم دارد اثر می‌گذارد. حتی در حوزه‌های ما گاهی بعضی‌ها این نغمه‌ها را سر می‌دهند. ما طب اسلامی نداریم.

آیت الله محمدجواد علوی بروجردی در دیدار با رئیس و اعضای فرهنگستان علوم پزشکی ایران ابراز داشت: 

الان مسئله‌ای که ما داریم این است که گاهی اوقات به نام دین و به نام اسلام تجربه پزشکی و دانش پزشکی را کنار می‌زنیم و این بسیار خطرناک است. امروز یکی از مسائل طب اسلامی است. طب اسلامی تصور اشتباه و نادرستی است که متأسفانه امروز هم دارد اثر می‌گذارد. حتی در حوزه‌های ما گاهی بعضی‌ها این نغمه‌ها را سر می‌دهند. ما طب اسلامی نداریم. خود پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه و آله هم که مریض می‌شدند به طبیب رجوع می‌کردند، امیرالمؤمنین علیه‌السلام به طبیب رجوع می‌کردند. امام صادق علیه‌السلام به طبیب رجوع می‌کردند. قبل از اینکه اسلام بیاید طب بوده است، مثل اقتصاد. اقتصاد هم قبل از اسلام بوده است. پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه و آله نه بقراط بود نه جالینوس. پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه و آله نه کارل مارکس بود نه فروید. پیغمبر صلی‌ الله‌ علیه و آله مرشدی بود که خدا برای ارشاد مردم در دین و معنویت فرستاده بود.

پزشکی را دست کم نگیرید. ما در این زمینه در سده‌های اخیر از تحقیق بازمانده‌ایم. در گذشته این‌طور نبوده است. در گذشته حرف اول را ما داشتیم، حتی در ایران قدیم قبل از اسلام هم پزشکی بسیار شاخص بوده است و برای آموزش به اینجا می‌آمدند و خود این‌ها با یونان و غیر یونان ارتباط داشتند. اما متأسفانه در قرون اخیر این مسائل پیش آمده است. امروز اگر بخواهیم طب اسلامی را مطرح کنیم، طب اسلامی نداریم. بله، ما از امام رضا علیه‌السلام و از امام صادق علیه‌السلام روایات طبی داریم. این‌ها ارشادات است و ما به آن‌ها حکم ارشادی می‌گوییم. ارشادات راهنماهایی هستند که به قول مرحوم آیت‌الله بروجردی رضوان‌الله‌علیه، باید زمینه ورود و صدور روایات را بررسی کنیم. امام این روایات را در چه زمانی در چه محیطی و در چه ظرفی فرموده است؟ آن کسی که مراجعه کرده است چه خصوصیاتی داشته است؟ ما به این خصوصیات پی نمی‌بریم و لذا خیال می‌کنیم این روایات مثل احکام مولوی وحی منزل است و این را می‌خواهیم در پزشکی به کار بگیریم. گاهی ممکن است درست دربیاید، اما ممکن است گاهی هم اشتباه دربیاید.

در دوران‌هایی که ما دبیرستان می‌رفتیم، آن وقت در تهران این تفکر خیلی رواج داشت که از مرحوم نقشب  هم سرچشمه می‌گیرد. خداپرستان سوسیالیسم می‌گفتند ما برای اینکه خدا را در جامعه دانشگاهی مطرح کنیم می‌آمدیم تمام آیات قرآن و روایاتی را که داریم با علوم مطابقت می‌دادیم؛ گاهی اوقات هم درست درمی‌آمد، اما همیشه هم این‌طور نیست. مثلاً مهندس بازرگان معتقد بودند آیه «الم تری ان السموات و الارض کانتا رتقاً و فتقناهما » نظریه لاپلاس را تأیید می‌کند. ما مدتی نزد آقای مهندس بازرگان درس خواندیم. ایشان در قرآن خیلی قوی بود. کتاب‌هایی هم نوشته بود مثل باد و باران در قرآن و راه طی شده. ما با ایشان بحثمان شد. من به ایشان عرض کردم که این نظریه لاپلاس الان نفی شده است چون «فتقنا» هم توده‌ای بوده و بعد باز شده است. نظریه‌ای که آن روز مطرح بود، نظریه گلدشمین  به آن می‌گفتند که ذراتی که در تکوین بوده این‌ها به هم جمع شدند و این کرات را تشکیل دادند. به ایشان گفتم آن نظریه‌ای که شما تطبیق کردید با نظریه لاپلاس نمی‌خواند. اصل قصه اشتباه است. یعنی قرآن کتاب علم نیست، قرآن کتاب فیزیک نیست، قرآن کتاب طب نیست. نگاه ما باید نگاهی صحیح باشد.

 

پست های هم ریشه:

اولین نفری باشید که نظر ارسال می کنید.